X
تبلیغات
ترانس سكشوال - پدیده ی ترانس سکشوالیسم (قسمت دوم)

ترانس سكشوال

اخبار، مصاحبات، مشکلات و سایر مطالب مربوط به ترانس سکشوال ها

پدیده ی ترانس سکشوالیسم (قسمت دوم)

ترانس هویتها که در اصل از لحاظ فیزیکی از سلامت بدنی برخوردار میباشند برای به دست آوردن تطابق پیکری با هویت خود به عنوان مریض مورد معالجه پزشکان قرار می گیرند و تحت تأثیر داروها ئی قرار داده میشوند که دارای اثرات جانبی هستند که در حالت عادی به وجود این اثرات جانبی اخطار داده میشود.اما در مورد ترانس سکسوالها اثرات جانبی این داروها برای به دست آوردن افکتهای خواسته شده مورد استفاده قرار میگیرد.دکتر های که تجربه کار با ترانسها را ندارند در مقابله با مورد مریض ترانسسکسولی در فضای دو گانه بین احساس کنجکاوی و حس کمک رسانی قرار می گیرند.جدای از در نظر گرفتن اینکه آیا تا چه میزان بـعد و عمق این مسئله برای این دکترها آشکار باشد و جدای از اینکه تا چه حد آنها با احساس مسئولیت با این امر برخورد می کنند باید اهمیت خاص این مورد را در نظر بگیریم که آیا اقدامات پزشکان تا چه میزان به ترانسها به واقع کمک میکند.
متأسفانه اهمیت نکته کمک رسانی به ترانسها از نظر فرهنگ اجتماعی مورد توجه قرار نمی گیرد و باز گشودن این دید در اجتماع که اهمیت کمک رسانی به ترانسها در قابلیت استفادۀ مثبت آن نهفته است مورد میل دید عموم جامعه نیست.
پزشکان اعصاب,روانشناسان و روانپزشکان در مقابل ترانس هویتها در یک موقعیت نه تنها غیر عادی بلکه پارادوکس قرار می گیرند.به عنوان کارشناسان در مقابل دادگاه و سازمان بهداشت موظف به تأیید پدیده ای هستند که خود آن را نمی توانند به خوبی توضیح دهند,پدیده ای که فقط خود ترانسها به خوبی میشناسند و حس می کنند.
آنها به عنوان کمک کننده باید موردی را درک کنند که فرای درک معمول انسانیست.آنچه که آنها در برخورد اول با ترانسها می بینند این است که ترانسها از اختلالات شخصی رنج میبرند.در این صورت طبیعی است که در وحلۀ اول خود را مشغول این اختلالات می کنند و نه مسئله اصلی که ترانسها از آن رنج می برند و این نوع معالجه نتیجه مثبتی برای افراد ترانس هویت به همراه نمی آورد.
در صورت عکس آن پزشکان و روانشناسان باز هم در مقابل یک دوگانگی قرار می گیرند.
در صورتی که کمک رسان احساسات انسان ترانس هویت را و مشکلات ناشی از ان را بپذیرند و درک کنند و بخواهند آن را را معالجه کنند از آنجای که میدانند راه دیگر معا لجه ای جز تراپی مثمر ثمر برای به وجود آوردن ثبات روحی ترانس هویتها وجود ندارد و در این راه اجبارأ با تصویر متناقض دیگری از طرف بیمار مواجه میشوند که همانا به دست آوردن ثبات روحی و تحکیم پایگاه اجتماعی او تنها با تطبیق ظاهر پیکر او با هویت واقعیش از طریق عمل جراحی موفق خواهد بود که یک اقدام کامل کنندۀ لازم است.
این اقدام تنها زمانی میتواند انجام گیرد که اعتماد لازم و کافی بین کمک کننده و کمک گیرنده برقرار شده باشد.
از طرفی برای چگونگی به وجود آوردن فضای اعتماد متقابل چه کمک دهندگان و چه کمک شوندگان با کمبود اطلاعات و آموزشهای کافی مواجه می شوند.
دکترها,روانشناسان و مددکارهای اجتماعی به همچنین در رابطه با معالجۀ ترانس هویتها در محیطی فاقد قانون مشخص حرکت میکنند.خرج و مخارج معالجه تعیین و مشخص شده اما اصولی برای دادن ضمانت و عهده گرفتن مسئولیت نتیجه معالجه هنوز تعیین نشده.
فراهم ساختن امکانات تغییر نوع شغل و یا فراگیری شغل جدید نیز به همچنین هنوز مورد بحث مشخص قرار نگرفته.
نکتۀ مورد نظر مهم دیگر فراهم ساختن دست یابی آسان به اطلاعات لازمه و تشکیل محیط های برای آشنای و تبادل نظر و پیشناهادات بین افراد است.
با وجود تمام این کمبودها وجود کمکهای که تا به حال انجام شده و مورد ثمر واقع شده قابل تحسین است.

ترانس هویتها و جامعه

ترانس هویتها به مانند تمام انسانهای دیگر سزاوار حق یک زندگی محترمانه انسانی هستند که این حق از طرف مفاد قانون باید حمایت شود.
آنها نیز عضوی از جامعه هستند و قبل از آن عضوی از خانواده خود.حال اگر شناخت افراد ترانس به اختلال هویتی خود در زمان رشد نوجوانیشان صورت گیرد بدین ترتیب آغاز سلسله ای از فشارهای فراوان در خانواده برگرفته از تناقض ایجاد شده مابین پذیرش و قبول فرزند خود "گوشت تن خود" با معیارهای تعیین شدۀ فرهنگی موجود در اجتماع می شود.
کمک رسانی به نوجوانان ترنس هویت و خانواده های آنها در همین فاز رشد و تکامل فرد باید انجام گیرد.اما از آنجای که این پدیده از طرف اجتماع با بی محلی روبرو می شود,اغلب آنها با مشکلات خود تنها می مانند.
پزشکان کودک در دوره آموزشی خود با این پدیده آشنا نمی شوند و دوره آموزشی آنها نوع شناخت یک کودک ترانس را در بر نمی گیرد.از طرفی معلمین و مددکاران اجتماعی که در خانه های جوانان و مهد کودکها به کار مشغولند مجبورأ در مقابل این مشکل نابینا میمانند و در مورد لزوم راه حل را در راهی اشتباه و غلط جستجو می کنند.
به آنها نمیشود اتهامی وارد کرد و خرده گرفت,لزا آنها در دوره های تحصیلی و آموزشی خود طرز آشنای و شناخت به موقع این پدیده را فرا نمی گیرند.
از طرف دیگر ترانس هویتها خود نیز در همین محیط "محیط ما" رشد میکنندو تحت تأثیر همان نرمهای موجود در جامعه قرار می گیرند.بدین رو به ترتیبی شکل گیری انواعی از ناراحتیهای روحی_روانی از قبل برنامه ریزی میشود.
با تمام اینها اینکه تعداد زیادی از ترانس هویتها خود را رشد و تکامل می دهند نشان دهندۀ دید و خواست مثبت آنها به زندگی می باشد.
علاوه بر آن آنها به کمک اجتماع نیاز دارند اما متأ سفانه هزینه شخصی و اجتماعی که در راه کمک به ترانسها پرداخته می شود برای ما بسیار بالا و "زیادی" تلقی میشود.
از سال 1987 در کشور آلمان بیمه ها تمام مخارج تراپی را به عهده میگیرند که جزو آن معالجۀ هورمونی ,لیزر موهای صورت و بدن برای ترانس های مرد به زن,عمل جراحی "تطابق جنسیتی" و معلجات دیگر است.
کلمه تطابق جنسیتی برای اینگونه عملهای جراحی به این دلیل نام برده میشود که به افراد ترانس با نوع هویتی که آنها حس می کنند رسمیت داده می شود و پیکر جنسیتی آنها باید به نوع هویت آنها "تطابق" پیدا کند.
قبل از انکه پزشکان اقدام به معالجۀ هورمونی برای برداشت اولین قدم در راه تطابق جنسیتی کنند باید ترانس سکسول بودن شخص از طرف کارشناسان مورد تأیید قرار گیرد.برای دریافت تأیید کارشناسان پزشکی باید فرد قبل از آن مدتی در نقش جنس مقابل زندگی کند و بسیار مهم است که در این روند یک روانشناس فرد را به مدت حد اقل یک سال همراهی کند.
بعد از گذران این دوره و گذران شش ماه دیگر اضافه بر آن یک سال میتواند برگ تأیید مورد لزوم عمل جراحی صادر شود.در اغلب موارد روانشناسان ترانس سکسوالها را بعد از عمل جراحی همراهی میکنند زیرا که رشد شکل گیری شخصیتی فرد بعد از عمل در مقام اول قرار میگیرد.

برای همه افراد جامعه روشن است که این هم نوعان نباید مورد بی محلی و یا تبعیض قرار گیرند.والدینشان نباید آنها را از خود برانند و یا خود احساس گناه کنند.شرمی که تا آن زمان آنها را به دلیل تفاوتشان با افراد دیگر در بر گرفته بود باید جای خود را به قدرت اعتماد به نفس و احساس حق انسانی خود دهد.
فرهنگ ما بر پایه های سخت رفتارهای وابسته به آناتومی دوقطبی بنا شده.وقت آن رسیده که رفتارهای انسانی را نه تنها مردانه و زنانه بلکه انسانی نیز توضیح دهیم.

(به نقل از سایت سپید لحظه ها)
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/02ساعت 5:30 PM  توسط آرش  |